برو و بی خیال من شو

به جای تو

درد محرمم شده و

و من

همبستر عشقبازی زخمهایی که

از تو به یادگار مانده

و گواهم

اشکهای پنهانی نیمه شبها

و بالش همیشه خیسم

و لبم

داغدار بوسه های تب آلوده هجرانت

برو و بی خیال من شو

درد دارم

دردی که

قرارم را برده

و راه فرارم را بسته

من به نبودنت- مَدار -شده ام.

تو که بی خیالی عادتت بود

من که هیچ

به هرکه دوستش داری

یکبار هم که شده

برو و بی خیال من شو